روزی مرد میانسالی که کنار دریا ایستاده بود،زندگی خود رابه خطر انداخت تا

جوانی راکه درآب افتاده بود و دست و پا میزد ،نجات دهد…


جوون هنگامی که حالش جااومد،نفس عمیقی کشیدو گفت: ” دستتون درد نکنه که

 زندگیمو نجات دادید.” مرد نگاهی به چشمای اون  انداخت و گفت: ” قابلی نداره جوون!

 فقط توی زندگی ثابت کن که زندگیت ارزش نجات یافتن داشت…”